X
تبلیغات
خواهران همیشگی محمدرضا گلزار -

              تقریر این گزارش در وبلاگهای دیگر فقط و فقط با ذکر منبع مجازاست

Web Security Group

 تهیه گزارش از نماینده محترم بلاگ آقای حمید عالی مقام 

دوستان و خواهران گلزار عزیز....با ادامه گزارش اهدای جوایز توسط محمدرضا گلزار در خدمت شما هستیم....در قسمت اول گزارش آقای شهریاری از بردیا گلزار عزیز دعوت کردند تا به روی سن بروند و سوالاتی رو پاسخ بدهند....ازهمه شما عزیزان و دوستداران آقای رضا گلزار و بردیا گلزار دعوت می کنم این گزارش رو به طور کامل بخونید چون خیلی زیبا و جذابی هستش....و اما یه تشکر ویژه....در این قسمت از پست از آقای حمید عالی مقام به خاطر تهیه این گزارش وحضور در مراسم به عنوان نماینده گروه خواهران گلزار تشکر می کنیم....

 محمدرضا گلزار و نماینده گروه خواهران همیشگی محمدرضا گلزار



گزارش هتل المپيك قسمت دوم 

شهرياري : در خدمت برديا گلزار هستيم برادر رضاي عزيز درود بر شما... خوب برديا جان اين مجموعه اي كه افتتاح شده الان توسط شما اداره مي شه يا رضا هم به شما سر مي زنه؟... بفرماييد

برديا: اول از همه سلام عرض مي كنم خدمت دوستان خوبمون خيلي خوشحالم كه در خدمتتون هستيم. اين مجموعه اي كه گفته شد در اصل مديريت اصليش با آقاي گلزار هستش ما هم در كنار ايشون افتخار داريم كه همكاري كنيم با ايشون

شهرياري : دروغ گفت؟(با خنده) رابطه تون چقدر با هم صميميه؟

برديا: مشخصه ديگه هر كجا كه مي ريم با هم مي ريم.

شهرياري: چقدر اين رابطه صميميه يعني چقدرمسائل شخصيشو مي ياد به رضاي عزيز مي گه و...

*رضا گلزار: خودتون چي فكر مي كنيد؟

شهرياري : من فكر كنم بهت بگه...

*رضاگلزار: درسته.... درود برشما

شهرياري: خيله خوب... شما الان چند سالتونه قربان؟

برديا : 24 سال

شهرياري:24 سال... بعد چند سال اختلاف سن داريد؟

برديا: 8سال

شهرياري: 8سال... قربان پس سن شما هم لو رفت.همين... من خيلي دوست داشتم بدونيم ... در هيچ مصاحبه اي ما از خود آقاي گلزار نشنيديم. در تمام مصاحبه هايي كه با آقاي گلزارمن و همكارانم در مطبوعات انجام دادن گفته بودن اول فروردين... ديگه حالا 8 با 24 مي شه 32...

*رضاگلزار: برادر من فكر كرده تست هوشه هر چي ازش مي پرسن تند تند بايد جواب بده ... در ضمن اينكه 8 سال حالا كي گفت من بزرگترم؟ 8 سال اختلاف سني داريم با هم ... خواهش ميكنم... اجازه مي ديد برديا بشينه؟(شليك خنده تماشاگران) مي گم چرا حسام داداششو هيچوقت نمي ياره...متوجه شدم... خيلي ممنون

شهرياري:يك سوال ديگه بپرسم برديا جان رضاي عزيز ما آدم دست و دل بازيه؟ هر موقع پول احتاج داري ازش مي گيري يا نه؟

برديا: واقعش جيب من و رضا نداره كه... هميشه جيب ما يكي بوده

*رضاگلزار:هر چي لازم داره از جيب من بر مي داره بعد مي گه جيب منو رضا نداره

شهرياري: اهل مهماني خانوادگي شما دو تا هستين يا نه؟ يعني در جمع هاي فاميلي حاضر مي شيد يا كلاس مي ذاريد براشون؟

برديا: كلاس كه ... رضا اگه سر كار نباشه مي ره منم اگه كاري نداشته باشم شركت مي كنم.

شهرياري: بين اعضاي فاميل خونه كدوميكي بيشتر به شما مي چسبه؟توي مهمونيهاي فاميلي

*رضاگلزار: منزل خواهر و برادرم

شهرياري: بين عمه و دايي و خاله و اينا چي؟

*رضاگلزار: م م م... منزل داييم

شهرياري: دايي؟ درود بر شما ... تند تند جواب مي ده كه يعني ولش كن ديگه بسه...خيله خوب به افتخار بردياي عزيز يه دست حسابي بزنيد كه تشريف ببرن بشينن... قربان كلام آخر رو هم بفرماييد هر چي خودتون دوست داريد.

*رضاگلزار:تشكر مي كنم از شركت چي توز برگزار كننده اين مراسم...خيلي هم ممنون لطف كرديد لطفتون هميشه شامل حال منه انشاالله بتونم با ارائه كارهاي بهتر بخشي از لطف و محبت هاتونو جبران كنم.

شهرياري: درود بر شما... چند ساله با آقاي يغمايي در چي توز آشنا هستيد؟

*رضاگلزار: فكر مي كنم بين 2 تا 3 سال هست.

شهرياري:از محصولات چي توز كدومشو بيشتر دوست داريد؟

*رضاگلزار: همه شودوست دارم. 

شهرياري: همه رو دوست دارين؟

*رضاگلزار: بله

شهرياري: بله.. درود بر شما... چند تا سوال رانندگي هم آقاي خراساني نيا گفتند بپرسم. چند سالگي گواهي نامه گرفتيد؟

*رضاگلزار: من 18 سالم بود كه گواهينامه گرفتم.

شهرياري:از چند سالگي رانندگي مي كردي؟

*رضاگلزار: از همون 18 سالگي

شهرياري: يعني قبلش رانندگي نمي كردي؟

*رضاگلزار: خير 

شهرياري:اصلا؟

*رضاگلزار:خير

شهرياري: خوب بفرماييد كه اصولا به رانندگي علاقه دارين يا نه؟

*رضاگلزار:بله

شهرياري: يا دوست دارين كه سر فيلمبرداري كه هستين بيان دنبالتون؟

*رضاگلزار: نه خيلي علاقمندم

شهرياري:خودتون علاقه دارين به رانندگي ...بعد بفرماييد كه مقررات راهنمايي رانندگي رو رعايت مي كنين؟

*رضاگلزار: سعي خودمو مي كنم

شهرياري:تا حالا از چراغ قرمز رد شدين يا نه؟

*رضاگلزار: بله

شهرياري: چند بار قربان؟

*رضاگلزار: چند بار...

شهرياري:گفتند بپرسيد كه در مسابقات اتومبيل راني تا حالا شركت كردين؟

*رضاگلزار: خير ولي تصميم به شركت دارم

شهرياري:كي انشاالله؟

*رضاگلزار:انشاالله زماني كه من وقت داشته باشم.

شهرياري: يعني توي چهارمين دوره ممكنه شركت كنين ؟

*رضاگلزار: حالا چون چهارمين دوره هم هست شايد.

شهرياري:تصادف سنگين تا حالا داشتين يا نه ؟

*رضاگلزار: بله يك مرتبه

شهرياري:چقدر خسارت به ماشينتون وارد شد؟

*رضاگلزار: خيلي، يادمه سال( بگم باز قضيه 8 ساله!)77 بود من با ماشين زدم به يه ماشين ديگه اون ماشين منحرف شد خورد به يه عزيز افغاني كه ايشونم يه مدتي بيمارستان بودن اما مقصر هم من بودم هم اون ماشين من از چشمك زن قرمز رد كردم اون از چشمك زن نارنجي

شهرياري: بعد حالش چطور شد؟ خوب شد؟

*رضاگلزار: بله خدا رو شكر

شهرياري: خوب خدا رو شكر...بعد بفر ماييد كه معمولا وقتي كه پشت فرمون هستي ويه عده اي مي خوان با موبايلاشون عكس بگيرن آيا عصباني مي شيد يا نه؟

*رضاگلزار:موقع رانندگي؟

شهرياري:آره اينايي كه از كنارت رد مي شن و عكس مي گيرن؟

*رضاگلزار: نه، مردم رو خيلي دوست دارم

شهرياري:هيچوقت عصباني نشدي؟

*رضاگلزار: تا اونجايي كه در توانم باشه

شهرياري:هيچوقت عملكرد شما رو در رانندگي به هم نريختن اينا؟

*رضاگلزار: خير

شهرياري:خيله خوب درود بر شما(رو به حضار) سوال ديگه اي داريد؟...جان؟...

*رضاگلزار: عرض كردم كه يك دفعه فقط يه خانوم نزديك40 ساله ، من ديدم كه اين ماشين پشت سر من بوق مي زنه من توجه نكردم اين خانوم اومد به شدت پيچيد و زد به ماشين من

شهرياري:خوب؟

*رضاگلزار:(با اشاره توبيخ آميز انگشت)گفت اين دفعه آخرت باشه، وقتي ماشين بوق مي زنه حواستو جمع كن كه وايستي!!! و خيلي هم ناراحت بود از اين اتفاق و مقصر تصادف هم ايشون شناخته شد.

شهرياري:خوب الان يه لحظه اسم يك دوبلور بسيار گرانقدر كشورمون يادم رفت ام م م...

*رضاگلزار: آقاي خسروشاهي؟

شهرياري:آقاي خسرو شاهي آفرين . اين واقعيته ها ...آقاي خسرو شاهي تعريف مي كرد مي گفت يه بار تصادف كردم اومدم پايين گفتم :"نه چيزي نشده"(با همان لحن آلن دلوني معروف) گفت:پدر---- ميزني به ماشين مردم اداي هنرپيشه هارم در مياري؟ حالا قربان خيلي ها دلشون مي خواد بزنن به شما

*رضاگلزار: (گفتگو بدون ميكروفون)

شهرياري: مي گن خيلي ها هم زدن!!!! خوب جناب آقاي گلزار اجازه بفرماييد كه نفرات برگزيده رو اعلام بكنم كه كاپشونو از شما بگيرن.

بعد از اين اسامي برندگان اعلام شد كه جوايزهم توسط رضا به آنها اعطا شد و من و دوستم هم قبل از پايان مراسم رفتيم بيرون و نزديك ماشين رضا منتظر مانديم تا از ايشان خداحافظي كنيم.ايشان و چند تا از دوستانشان به سرعت بيرون آمدند و به طرف ماشين رفتند من هم رفتم وضمن خداحافظي اظهار اميدواري كردم كه ايشان را دوباره ملاقات كنم.سپس منتظر مانديم تا ايشان و دوستانشان آنجا را ترك كردند و ما هم به سمت كرج راهي شديم.

 

در پايان من از طرف خودم و برادرم از همه دوستان به خاطر كيفيت پايين عكس ها عذر خواهي مي كنم و از آقاي گلزار و خانم منيژه رحماني عزيز هم خيلي ممنونم كه براي تهيه اين گزارش با ما همكاري كردند. البته يك سري فيلم هم هست ولي متأسفانه چون با موبايل گرفته شده است تصاويرش چندان واضح نيست ولي اگر بتوانم آنها را هم به زودي ارسال مي كنم تا روي وبلاگ قرار بگيرد وعلاقمندان بتوانند دانلود كنند.انشاالله اگر امكانش پيش آمد بتوانيم دفعات بعد اين نقايص را برطرف كنيم و خبرهاي مربوط به آقاي گلزار را بهتر و سريعتر منعكس كنيم.موفق و سربلند باشيد علي يارتان حق نگهدارتان 

 (حمیــــد عالـــی مقام) نماینده گروه خواهران گلزار در هتل المپیک

                                                منیژه رحمانی و لیلا اسلامی (۱۲تیرماه ۸۷)

***************************************************************

«گزارش مراسم اهدای جوایز به برندگان مسابقات رالی

«مکان اجرای مراسم:"هتل المپیک" واقع دربزرگراه تهران - کرج،ورودی غربی استادیوم آزادی

«زمان برگزاری مراسم:سه شنبه ۴/۴/۸۷ ساعت ۱۷:۰۰ الی ۱۹:۳۰

«با حضور محمدرضا گلزار، امین حیایی، حسام نواب صفوی

در ابتدا از نماینده محترم گروه خواهران گلزار که با وجود عدم آمادگی در این مراسم حضور پیدا کردند و ما را در اطلاع رسانی صحیح و کامل به هواداران عزیز آقای گلزار یاری کردند تشکر می کنیم و اکنون در خدمت شما هستیم با گزارشی از مراسم اهدای جوایز:

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ سه شنبه  4/4/87  مراسم اهدای جوایز به برندگان مسابقات رالي در هتل المپیک  با حضور تعدادی از هنرمندان برگزار شد ....این مراسم راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز شد و تا ساعت ۱۹:۳۰ ادامه یافت. سوپراستار محبوب و متواضع سینمای ایران محمدرضا گلزار به همراه برادر محترمشان بردیا گلزار و آقایان امین حیایی و حسام نواب صفوی در این مراسم حضور داشتند. حضور گلزار،حیایی و نواب صفوی در این مراسم به دلیل سابقه حضور در چند دوره از مسابقات رالی و فعالیتشان در این زمینه بوده است این عزیزان به این مراسم دعوت شدند تا جوایز دوره جدید مسابقات رالی را به برنگان اهدا کنند....لازم به ذکر است آقای محمود شهریاری نیز مسئولیت اجرای برنامه را به عهده داشتند.که گفتگوی زیبایی را با هنرمند عزیزمان محمدرضا گلزار انجام داده اند که در ادامه گزارش آمده است.

گزارش از نماینده گروه: ساعت تقریبا ۱۷:۳۰ بود که به همراه یکی از دوستانم به محل برگزاری مراسم رسیدیم. قبل از ورود به داخل هتل در محوطه امين حيايي رو با گريم متفاوتي ديدم ( موهاي بلند و عينك و كلاه ) و در نگاه اول ایشون رو نشناختم بعد كه متوجه شدم نتونستم به ایشون برسم چون سريع سوار پژو 206 شدند و رفتند. وقتي وارد هتل شدیم آقاي محمود شهرياري در حال اجرای برنامه بودند و حسام نواب صفوي (يكي از مهمانان) برنامه بر روي سن مشغول اهداي جوايز به برندگان مسابقات رالي بود. من و دوستم در ردیف اول نشستیم و به دنبال فرصتی بودیم برای گفتگو با آقای گلزار عزیز....بعد از اهدای جوایز به تعدادی از برندگان مسابقه رالی....به مدت  15 دقیقه تایم پذیرایی اعلام شد....عده اي رفتند به دنبال آقای گلزار تا با ایشون صحبت كنند و عكس و امضا بگيرند و ما هم فرصت را غنيمت شمرديم و رفتيم تا من خودم را به ايشان معرفي كنم. وقتي ما رسيديم جلوي صندلي آقای گلزار،ایشون بلند شد و با ما دست داد كمي با هم صحبت کردیم و عكس گرفتيم. وقتي آقای گلزار متوجه شدند که ما از طرف وبلاگ خواهران گلزار در مراسم حاضر شدیم خيلي محترمانه برخورد كردند( البته همیشه ایشون با احترام با هوادارانشون برخورد می کنند) و ما را تحويل گرفتند و به ما گفتند که بعد از پذيرايي بياييد با هم عكس بگيريم و صحبت كنيم. و چون بقيه هنوز ايستاده بودند و عكس مي گرفتند ما هم همانجا مانديم.كه آقای گلزار از ما پرسیدند که:با من كاري داري الان؟(كه توي فيلمی که از این مراسم گرفتم هست البته این فیلم خیلی کوتاهه) من هم به ایشون گفتم:نه بعد از پذيرايي خدمت مي رسيم و از ایشون تشکر کردیم.حاضرين به سالن پذيرايي رفتند و رضا و حسام هم در لابي پذيرايي شدند. اين تايم بهترين فرصت براي طرفداران آقای نواب صفوی و رضای عزیز بود كه با آنها در لابي هتل عكس يادگاري بياندازند كه ما هم از این فرصت استفاده کردیم و بعد از پایان تایم پذیرایی....برای اهدای جوایز به برندگان رالی از محمدرضا گلزار دعوت شد تا به روی سن بروند که با تشویق بسیار فراوان حاضرین ایشون بر روی سن حاضر شدند....قبل از اینکه آقای گلزار جوایز را اهدا کنند آقای شهریاری سوالاتی را که طرفداران آقای گلزار در زمان پذیرایی به دست ایشون رسونده بودند رو از آقای گلزار پرسیدند....

و در این قسمت از گزارش پاسخ های زیبا و جالب محمدرضا گلزار عزیز به سوالات حاضرین در این مراسم را با هم می خوانیم....

محمدرضا گلزار_شهریاری

- سلام عرض مي كنم خدمت شما عزيزان خيلي خوشحال هستم كه امروز در خدمت شما هستم خيلي ممنون.

درود برشما گفتند از آقاي گلزار بپرسيد كه مشخصات اخلاقي فروردين ماهيها چيست؟

- جذاب و دوست داشتني، كدومشو بگم آخه؟ غد و بداخلاق و...

فروردين ماهيها با متولدين چه ماهي جورن؟- وا للا من نمي دونم دقيقا ولي...

اونايي كه باهاتون جور بودن چه ماهي بودن؟-من مي رما....

نه خواهش مي كنم.- توي شب شيشه اي هم گفتم از اين حرفا بزنين مي رما...من متولدين ماه تير رو خيلي دوست دارم چون عددش عدد 4 هست.امروز هم روز چهار چهاره و من خيلي بيشتر خوشحالم كه در خدمتتونم ...فكر مي كنم با متولدين ماه تير.

اون عدد 4 رو به خاطر چي گفتين؟- چون از سالهاي قبل يه عدد خوش يمني برام بوده و اتفاقهاي مهمي كه توي زندگيم برام افتاده يه ارتباطي با عدد 4 داشته يا روز چهارشنبه بوده يا در روز چهارم بوده.

ملاقات شما با ايرج قادري هم در روز چهارم بوده؟- خير

چجوري بود اون روز؟ تعريف بفرماييد لطفا براي ما - من با آقاي قادري روز پنجم فروردين سال 79 در شمال بودم كه از ايشون براي روز نوزدهم دعوت كردم كه به كنسرت گروهمون تشريف بيارن. ايشون هم پذيرفتند و از من خواستند كه در فيلم سام و نرگس كه اولين فيلم من هستش بازي كنم كه الان هم در خدمت شمام.

چند خواهر و برادريد؟- ما كلا 4 تا فرزند هستيم 3 برادر 1 خواهر خواهر و برادر بزرگ من ازدواج كردن من و برديا برادر كوچيكم در خدمت شما هستيم(با حركت سر و دست به برديا كه در جمع بود اشاره كردند)

مي گن كه برادرتون استقلالين؟خودتونم استقلالين؟- من بله ديگه(تشويق تماشاگران)

قربان بعد گفتند بپرسيم چي باعث اين موضوع شد؟ اثر رفيق بد بوده كه استقلالي شدين؟(فرياد و خنده تماشا چيان)- البته من در اصل طرفدار تيم مليم و ايران عزيزمون انشالله بتونه كه...

خودتم مي دوني قرمز يه چيز ديگه است(فرياد تشويق و سوت و كف تماشاگران بلند مي شود)- از اون پيرهن آبي كه تنتون كردين كاملا معلومه

آبي در جهان واقع وجود نداره خودتم مي دوني هيچ حيواني به رنگ آبي نمي شه در طبيعت شما مثالي داريد؟- من اگه ازپس سوالهاي شما بربيام خيلي خوب مي شه

نه اگه مثالي داريد براي رنگ آبي در طبيعت نام ببريد.- چيزي به فكرم نمي رسه

ديديد عرض كردم حيواني به رنگ آبي در طبيعت وجود نداره.از آريان چه خبر؟ آيا باهاشون در ارتباط هستيد يا نه؟ كنسرتشون رفتيد ؟- من متاسفانه سر فيلمبرداري بودم اصفهان بودم موفقيتشونو تبريك مي گم باهاشونم در ارتباطم خيلي هم خوشحالم.

پس در ارتباط هستيد؟-بله

چرا با هرام بيضايي و مسعود كيميايي كه قرار بود كار كنيد كار نكرديد؟- خوب اين سوالا خيلي مفصله جواباش

حالا يه مختصري بيان كنيد- در مورد كار آقاي كيميايي من تحت قرارداد يك شركت تبليغاتي بودم با مو ي بلند براي همين نمي تونستم موهمو كوتاه كنم، نقشش سرباز بود.در مورد كار آقاي مهرجويي قرار بود من ريش داشته باشم و نقش معتادي رو بازي كنم...

مهمان مامان؟- بله، به دليل حضور در فيلم كما متأسفانه براي اون نقش ريش رو بايد مي زديم واون عزيزي كه كار كستينگ رو انجام مي دادن از اين فرصت استفاده كردن و عوامل خودشونو جايگزين من كردن طبق معمول!

شنيدم آقاي مهرجويي هم در جريان نبوده؟- بله، آقاي مهرجويي هم اول در جريان نبودند آقاي پيروز فر هم نقش منو بازي كردند كه بسيار عالي بازي كردن... در مورد كار آقاي بيضايي هم حدود 200 نف بازيگر رو تست گرفتند براي اون نقشي كه قرار بود من بازي كنم خيلي هم خوشحال بودم كه اين اتفاق داره مي افته متاسفانه به خاطر مشكلاتي كه بين تهيه كننده وكارگردان اتفاق افتاد كلا ساخت اين فيلم منتفي شد.

روزانه شما وقتي سر فيلمبرداري نيستيد چيكار مي كنيد؟- سر فيلمبرداري كه نباشم من يه مجموعه اي رو راه اندازي كردم كه براي آقايونه بيشتر در گير كار اون هستم

اونوقت چيكار مي كنيد با آقايون توي اين مجموعه؟- (با خنده) مربوطه به سولاريوم، ماساژ، آرايشگاه ،عكاسي،آتليه،...

من به شما تبريك عرض مي كنم آدرسشم مي خوام... كجاست قربان؟- توي خيابون يخچال، شريعتي

حق آگهي ما رو هم در نظر بگيريد-(خنده)

صميمي ترين دوستانتون چه كساني هستند؟(از بين هنرمندان كه ما هم بشناسيم _صميمي ترين دوستام ..آهان از بين هنرمندا...بله همونطور كه آقاي حيايي فرمودند امين حيايي،آقاي نواب صفوي(خيلي هم ناراحت شدن الان!!!)و بقيه هنرمندان...

اتومبيلتون چي هست؟ - بي ام و مشكي دارم

چه مدليه قربان؟ - مدل 630 هست

گرانترين هديه اي كه گرفتين در كجا وي كي بوده؟ (از كي بوده رو نمي خوايم راحت باش)- من كه يادم نمي ياد اگه اجازه بدين ...

كدام رو ز هفته رو بيشتر دوست دارين؟- چهارشنبه

به خاطر همون عدد 4 - بله

به خاطر چه چيزهايي در زندگيتون شكرگزاريد؟- به خاطر سايه پدر مادرم كه همچنان بالاي سرمند برادر عزيزم برديا و لطف خدا كه هميشه شامل حالمه

شهر مورد علاقه تون ؟- تهران

چرا تهران؟- براي اينكه همينجا به دنيا اومدم و زادگاهمه 

براي مسافرت دوست داريد كجا بريد؟- اصفهان

چرا اصفهان ؟- براي اينكه بسيار مردم مهمان نوازي داره... بعدش شيراز ... بعدش شهرهاي ديگه...

خوب در اين قسمت از مصاحبه آقاي شهرياري از برديا گلزار مي خوان كه روي سن برن و ادامه این گزارش رو به زودی در وب قرار خواهیم داد.

  

دوستان و هواداران آقای گلزار منتظر گزارش اختصاصی و حرفه ای خواهران گلزار از مراسم اهدا جوایز باشید.لازم به ذکر می باشد که به دلیل عدم آمـادگی برای حضور در مراسم کیفیت عکسها در حد بسیار عالی نیست از همگی شما عزیزان عذرخواهی می کنیم.

منیژه رحمانی و لیلا اسلامی 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 12:14  توسط خواهران همیشگی رضا گلزار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وبلاگ خواهران همیشگی محمدرضا گلزار از سال 82 شروع به کار کرد و در سال 85 از طرف بلاگفا بهترین وبلاگ سال شناخته شد ، در سال 86 بنا به دلایلی موقتا کار خود را متوقف کرد ولی از اواخر سال 86 باز کار خود را از سر گرفت ، هدف از ایجاد این وبلاگ اطلاع رسانی به طرفداران واقعی محمدرضا گلزار است، این وبلاگ از تایید مواردی که با موازین اخلاقی تناسب ندارند معذور است...
پایه گذار وبلاگ : منیژه رحمانی
مدیران قبلی بلاگ : منیژه رحمانی ، نسترن صمیمی ، آنا درینانی و لیلا
مدیر بلاگ : آویسا شمس
با تشکر از همه عزیزانی که به این وبلاگ سر می زنند.
(خواهران همیشگی محمدرضا گلزار)

نوشته های پیشین
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
پیوندها
~ Mo!eN ~
دوستداران محمدرضا گلزار
گروپ رسمی تک ستاره سینما ی ایران
غزال عزیز
گلـــــــــــــــــــزار من
آقای اول سینما
کیاناز عزیز
دیار گلـــــــزاریها
پری بی پــناه
سلام آقای گلزار
سوپر استار ایران
معشوق همین جاست
بیایید شادیهایمان رو تقسیم کنیم
گلزار همه ی وجودم
وصال دوســــت
وبلاگ بهزاد محمـــدی
یک قطره عشق
گروپ محمدرضا گلزار
وبلاگ رضا صادقی
خسته ی من ، ساده دل
فقط گلزار
خبرنگاری مهـــــــــــــــــــــر
سلطان قلبها
رویای نا تمام
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM